بسمه‌تعالي

زندگي‌نامه دانش‌آموز شهيد نجف احمدي

 

شهيـد نجـف احـمـدي در سال 1349در يك خـانـواده‌ي مذهبي ديده به

جهان گشود و رشد پيدا كرد و اخلاق اسلامي و حسنه را كسب نمود.

در هفت سالگي وارد مدرسه‌ي ابتدائي شده و با هوش سرشاري كه

داشت اين دوران را با موفقيت پشت سر گذاشت و وارد مدرسه‌ي راهنمائي اهتزازي شد. كم‌حرف و سربه‌زير بود و بيش‌تر گوش مي‌داد كمتر سخن مي‌گفت.از نظر اخلاقي ميان اهل محل و همسايه و خانواده نمونه بود و به پدر و مادرش احترام فراواني قائل بود.عاشق و دلباخته ي امام(ره) بود،با آغاز سال تحصيلي تعدادي از عكسهاي امام(ره)را مي خريد و به روي جلد كتابهايش نصب مي كردو با وجود سن كم ار زش مقام والاي رهبر فرزانه خود را مي‌دانست و همگان از اين كار او بسيار تعجب مي‌كردند.

همزمان با دوران تحصيل در دوره‌ي راهنمائي برادر شهيدش حضور داشتند به اسارت دشمن در مي‌آيد و اين موضوع آتش عشق او را شعله‌ور مي‌سازد و عزم او را براي رفتن به جبهه افزون‌تر مي‌نمايد. قصد خود را براي رفتن به جبهه مطرح مي‌كند ولي پدرش به خاطر كمي سن مانع رفتن او مي‌شود ولي عشق شهيد براي رفتن فراتر از اين حرفهاست و او بايد برود و بر آتش عشق خود به امام (ره)، آبي بريزد.با اصرار فراوان و با همه‌ي دلدادگي كه پدر و مادر و خانواده دارد رخصت مي‌يابد و عازم جبهه‌ي نبرد حق عليه باطل مي‌شود و پس از يك ماه و بيست و چهار روز حضور در جبهه جنوب در عمليات كربلاي هشت شربت شهادت مي‌نوشد و به كاروان شهداي انقلاب و اسلام مي‌پيوندند.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

بتابان بر دلم نوروجودت            وجودم را بياور در سجودت