بسمه‌تعالي

زندگي‌نامه دانش‌آموز شهيد صابر راهنما

 

دانش‌آموز شهيد صابر راهنمـا در سـال 1349 در خانـواده‌اي مذهـبـي در

هاديشهر ديده به جـهان گـشود. اخلاق خوش و رفتـار مناسـب؛ او را در

بين دوستانش متمايـز مـي‌کـرد؛ مقيـد به آداب و سـنـن اسلامي بـود بـا

وجود سن کم درک بسيار بالايي داشت عاشق خدمت به اسلام و قرآن و ملت بود و اين عشق او با فرمان امام در هم آميخت و از آن پس لباس زيباي بسيجي تن‌پوش اين نوجوان عزيز شد. يکي از اعضاي فعال پايگاه مقاومت سيد الشهداء محله شهاب بود در نماز جماعت مشتاقانه شرکت مي‌کرد و در مراسم مذهبي و سياسي و اجتماعي فعاليت بسزايي داشت. امر به معروف و نهي از منکر را وظيفه شرعي خود مي‌دانست و به آن عمل مي‌کرد. شهيد عزيز با وجود سن کم شش بار به جبهه‌هاي حق عليه باطل اعزام شد و يک بار هم زخمي گرديد. حضور يک سال و نيمه اين نوجوان پانزده ساله در جبهه و ميان آتش و خون از او مردي مبارز و رزمنده‌اي خستگي ناپذير ساخته بود که هيچ چيز جز شهادت نمي‌توانست او را راضي نمايد آخرين بار که به مرخصي مي‌آيد هنگام وداع به مادرش مي‌گويد اگر شهيد شدم از من راضي باشيد و حلالم کنيد و آرزوي شهادت نموده و مي‌گويد خدايا در اين مرحله شهادت را بر من عطا کن که ديگر صبرم تمام شده است.که بالاخره دعايش مستجاب درگاه معبود مي‌گردد و در عمليات والفجر 8 در سال 1364 به آرزوي ديرين خود رسيده و شربت شهادت مي‌نوشد.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.